به من بهانه ای بده
تا کنار تنهایی تو بمانم
روی کتف های تو لانه ای بسازم
برای روز مبادا هر دویمان
هنوز یک بیابان راه پیش رو داریم
به من بهانه ای بده تا همسفرت باشم
این سقف کوتاه فقط برای خیره شدن
به آرزوهای بزرگ نیست
بغضت را از خاطراتت تفریق کن
مرا با خودت جمع ببند...
یک لبخند بزن
تا من
بخاطر لبخندت بمانم.
در ته فنجان قهوه ام کفشهای تو پیداست !!!
نمیدانم ...
می روی یا می آیی...!!!
سلام وعرض ارادت وادب دوست گرامی .ممنونم که تکه پاره های نوشته هامو به دیده زیبایتان می نگرید
من شاید دیگر نباشم
اما تو به خانه مان بیا
تا پله ها اتاق کوچکم صدای پای شاعران را فراموش نکنند
سلام وعرض ادب دوست گرامی .ممنونم که نگاه زیباتو از نوشت های حقیر دریغ نمیکنید .هدف لحظه ای آرامش در نوشته هامه وبس.ممنونم