عطر نفس هایت..

همین که در میان عطر نفس هایت دستانت مال من باشد کافیست...

عطر نفس هایت..

همین که در میان عطر نفس هایت دستانت مال من باشد کافیست...

بهانه ای برای ماندن


به من بهانه ای بده

تا کنار تنهایی تو بمانم
روی کتف های تو لانه ای بسازم
برای روز مبادا هر دویمان
هنوز یک بیابان راه پیش رو داریم
به من بهانه ای بده تا همسفرت باشم
این سقف کوتاه فقط برای خیره شدن
به آرزوهای بزرگ نیست
بغضت را از خاطراتت تفریق کن
مرا با خودت جمع ببند...

یک لبخند بزن

تا من

بخاطر لبخندت بمانم.

نظرات 3 + ارسال نظر

در ته فنجان قهوه ام کفشهای تو پیداست !!!
نمیدانم ...
می روی یا می آیی...!!!
سلام وعرض ارادت وادب دوست گرامی .ممنونم که تکه پاره های نوشته هامو به دیده زیبایتان می نگرید

دندون 10 خرداد 1394 ساعت 14:23 http://roozhaye-zendegie-man.blogsky.com

من شاید دیگر نباشم
اما تو به خانه مان بیا
تا پله ها اتاق کوچکم صدای پای شاعران را فراموش نکنند
سلام وعرض ادب دوست گرامی .ممنونم که نگاه زیباتو از نوشت های حقیر دریغ نمیکنید .هدف لحظه ای آرامش در نوشته هامه وبس.ممنونم

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.