عطر نفس هایت..

همین که در میان عطر نفس هایت دستانت مال من باشد کافیست...

عطر نفس هایت..

همین که در میان عطر نفس هایت دستانت مال من باشد کافیست...

همه ی خوبی های تو


از دست های تو

کارهای خارق العاده ای بر می آید

همانجا که هستی، بمان

اجازه‌ بده شعرها از من برایت بنویسند

اجازه بده برایت بخوانم،

تا چه اندازه‌ از بَدوِ دوست داشتنت

پیراهنِ فصل ها

زیباتر شده است.

کنارِ لبانت، کناره می‌گیرم

وَ تمامِ حرف‌های دلم را

از دهان‌ات می‌شنوم

در فاصله‌ی پیشانیِ تو

تا سایه‌ات

جنگلِ سبزی‌ست

که پرنده‌های من

آنجا آرام می‌گیرند.

نظرات 5 + ارسال نظر

سالهاست که خفته ام درخیالی سرد
کنج تاریکی در تارک دنیای بی قرار
غرق طنازی و رویای زرد و رنگ پریده پاییز
غرق افکاری پوچ وبی معنا
دیگر باورم را هم باوری نیست
من کجا رفتم که دیگر پیدایم نمی کنی ؟!!

سلام وظهرتون بخیر دوست گرامی ممنونم از پیام زیبا ونگاه پرمهرتون

حمید عسکری 19 خرداد 1394 ساعت 09:49 http://baransobh.blogsky.com

یاد کودکهایمان به خیر
همیشه در نقاشی هایمان خانه ای میکشیدیم
با درهای بسته
سالهاست که دنبال کلید آن خانه ساده ام

سلام وصبح زیبایتون بخیرو .ممنونم از نگاه زیبا ولطف ومحبتتون دوست گرامی

itext 19 خرداد 1394 ساعت 01:34 http://itext.blogsky.com

عکس زیبایی رو انتخاب کردین.

سلام و عرض ادب و احترام
تنها دوست دیرینه ای تازه آشناست کـه سنگ خارا را به آینه ی خلوت روا نمی دارد.
مرسی از حضورتان. پست جدید ترنمی از یک بهانه بود.
پاینده باشید.

حمیدعسکری 18 خرداد 1394 ساعت 12:12 http://www.baransobh.blogsky.com

زمان را که دزدیده ام از این ثانیه های دربدر
تا وقتی نباشی هیچ دقیقه ای بی تو تکرار نشود
شاید در اوج این ثانیه ای نبودنت
کودکی در کنار حوض تشنه ماه باشد
و شاید ماهی قرمز توی تنگ حوض روی طاقچه
از لای پنجره نیمه باز اتاق منتظر درواز ه ی نور باشد
اما تو نگران نبودنت نباش
باران که آمد از پشت ابرهای مه گرفته
مواظب تمام ستاره هایم باش
من زمان را دزیده ام تا
در هیچ قرنی تکرار نشوی

سلام وممنونم از لطف ومحبتتون وچه شعر زیبایی رو درج کردید دوست گرامی

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.