-
دو همدم همیشگی...
1 مرداد 1394 23:40
پیش از خواب میچرخم به سمتش حرفی نمیزنیم به هم نگاه میکنیم من و دیوار رو به رو...
-
خوشه انگور سیاهم را سپردم به خمره... دارد شراب نابی میشود...
31 تیر 1394 07:37
دلتنگی خوشه انگور سیاه است لگدکوبش کن لگدکوبش کن بگذار ساعتی سربسته بماند مستت میکند اندوه
-
پنجره اتوبوس..
30 تیر 1394 15:34
مسافر کناری ام که پیاده شد پنجره ای گیرم آمد باقی مسیر را گـ ر یـ سـ تـ م ... ... * فکر میکنم، اگر پنجره های اتوبوس، زبانی برای سخن گفتن داشتند، چه چیزهایی برایشان مهم تر بود که بگویند... به گمانم از سرهای سپرده شده به شیشه ها و اشک های بی صدا جاری شده، درد بیشتری حس کرده اند...
-
زیر باران...
29 تیر 1394 09:56
زیر باران در نسیم آهسته بوسیدم تورا می شکفت از دامنت رنگین کمان، چیدم تورا چنگ در موسیقی گیسوی تو انداختم نت به نت آرام، می رقصی و رقصیدم تورا چشم های قهوه ای... یک قهوه گاهی زندگیست پشت هم فنجان به فنجان آه، نوشیدم تورا بوسه هایت دانه هایی در زمین تشنه بود پیچکی در من به پا میخواست، پیچیدم تورا عشق زیر پوستم چون نور...
-
خیاط
29 تیر 1394 08:17
چه زیبا مى گفت پیرمرد خیاط، زندگى هیچوقت اندازه تنم نشد، حتى وقتى خودم بریدم و دوختم ...
-
رنگ بزن به زندگیت..
24 تیر 1394 14:10
زندگی به زیبایی همین مدادرنگی هاست ! می تونی از شادترین رنگ ها شروع کنی نگاهِ مهربونتُ صورتی کن با رنگِ سبز؛اندیشه تُ زیبا کن به خاطراتِ قشنگت؛ رنگِ نارنجی بزن با رنگِ آبی؛ آسمونِ دلتُ رنگ,آمیزی کن با رنگِ زرد؛ قلبِ مهربونتُ طلایی و درخشان کن با رنگِ قرمز؛ حرارتِ بیشتری به مهر و دوستیات بده رنگ بزن به زندگیت ....رنگ...
-
لبخند بزن! بگو"ســـــــیبـ…!
22 تیر 1394 13:02
بیش از اندازه فکر کردن، لذت بردن از زندگی را از شما میگیرد هر لحظه امکان داره زنگ زمان صدا کند و نفس قطع بشود پس چرا از زندگی لذت نمیبریم؟؟ در ابتدای جاده موفقیت ، همه تنها هستیم این عملکرد ماست، که دنیا را به همراهی فرا میخواند ….
-
آدمها...
22 تیر 1394 09:33
فاصله ات را با آدمها حفظ کن... برای شناختن آدمها اینقدر عجله نداشته باش ، روزگار ، ذات تک تک آدمها را به تو نشان می دهد و تو میرنجی از خودت و قضاوتهای عجولانه ی زود هنگامت... یک روز به آدمها نگاه میکنی و میبینی آنهایی که فکر می کردی بد هستند ، برایت بزرگترین کارها را کرده اند و آنها که دوستشان داشتی و فکر می کردی...
-
.. آخ که چقدر کم دارمت
21 تیر 1394 08:58
بوسه هایت انار را می ترکاند نفس هایت سیب را می رساند آغوشت ابر را می باراند پاییزترینی تو
-
گذر آب از جوی..
16 تیر 1394 08:55
از کنار جوی کوچکی که رد می شوم، صدای آرام آب به گوش می رسد. فکر می کنم چه زیباست نگاه کردن به این آب و چراصدای آب تا این اندازه دلنشین ست. آنچه این گونه زیبایی می آفریند، خودآب نیست بلکه عبور و گذر آب از جوی است که این گونه زیبا و دل انگیز است. عبور کردن همیشه زیباست، گذشت کردن از خطای دیگران و توقف نکردن بر آنچه که...
-
خدایا..
14 تیر 1394 09:12
خدایا دریاب این بنده ات را .. بنده ای که تو خنده هاش گفت : خـــــــــــــــــدایا شــــــــــــــکرت!! و تو گریه هاش گفت : خـــــــدا بــــــــــــزرگه!! و وقتی آدمات دلشو شکستن گفت: مــــــــــــنم خدایی دارم.
-
برای خودت..
13 تیر 1394 10:18
گاهی وقتا فراموش کن کجایی، به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی، گاهی وقتا فقط زندگی کن… یاد قولهایی که به خودت دادی نباش، یه وقتایی شرمنده خودت نباش، تقصیر تو نیست تو تلاشتو کردی اما نشد… یه وقتایی جواب خودتو نده هر کی پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما… نشد یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر… از...
-
لبخندت را دوست دارم
10 تیر 1394 11:47
اگر قرار است برای چیزی ، زندگی خود را خرج کنیم … بهتر آن است که آنرا ، خرج لطافت یک لبخند … و یا نوازشی عاشقانه کنیم … ! ب همین سادگی.. .. ✿زندگیت را طی کن و انگاه که بر بلندترین قله هایش رسیدی لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند.✿
-
آرامش..
9 تیر 1394 10:27
" آرامش" به معنای آن نیست که صدایی نباشد، مشکلی وجود نداشته باشد، یا کار سختی پیش رو نباشد، " آرامش" یعنی در میان صدا، مشکل و کار سخت، دلی آرام وجود داشته باشد… "دلتون همیشه اروم
-
چقدر...
8 تیر 1394 12:23
چقدر دوست دارم دوست داشتنت را ... دوست داشتن تویی که ممنوع ترینی برای مـــــــــــــــــــــن چقدر دلم هوایت را دارد... هوای تویی که حق نفش کشیدن در هوایت را ندارم چقدر آرامش میدهی به من.. تویی که حق آرامش گرفتن از وجودت را ندارم چقدر زیبا نوازش می کنی روحم را ... تویی که حق نوازش روحت را ندارم چقدر خوب است بودنت......
-
آهنگ زندگیت
7 تیر 1394 16:14
"ﺁﻫﻨﮓ" ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﯼ! ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﻬﻤﻴﺪ، ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ "ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ" ﺯﻧﺪﮔﯾﺖ میشوند... ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻫﺎ می ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ ... ﻭ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ " ﺷﻨﻮﻧﺪﻩ" ﺧﻮﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺎﻧﺪ! ﻳﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻃﻮﺭﯼ "ﺑﻨﻮﺍﺯﯼ" ﻛﻪ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ " ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ" ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮﯼ... ﻭ...
-
کاه..کوه
30 خرداد 1394 13:46
درد و رنج زندگی همه کاه بود، دلتنگیات کوه! کوهی که بر خانه ام فرو نشست...
-
تو ..
27 خرداد 1394 09:20
تو... هنوز... هم... با تمام نبودنت.. تمام بودن منی...!!
-
مرد اگر بودم
25 خرداد 1394 10:46
مرد اگر بودم نبودنت را غروب های زمستان در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم . نبودنت دود می شد و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه . بعد تکیه می دادم به صندلی چشمهایم را می بستم و انگشتانم را دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم تا بیشتر از یادم بروی نامرد اگر بودم نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم مرد...
-
امیدوارم همیشه موهایتان رها باشد...
24 خرداد 1394 10:28
زن است دیگر دستش را با موهایشان نشان می دهد حالش خوب باشد موهایش را رها می کند غمگین که باشد با کش دارش میزند با حوصله که باشد میبافد و میاراید عصبانی که باشد جمعش می کند دلش که بشکند اولین چیزی که اضافیست موهایش هستند امیدوارم همیشه موهایتان رها باشد
-
تو را می جویم
19 خرداد 1394 10:55
تو را در پیرهنم می جویم در خونم در آتش باغ هایم که درختانش قلم مه و بارانش کاغذند. تو را در صبحانه موسیقی می جویم وقتی که به نت های چکیدن آب در لیوانت خیره است در لرزش طیاره ها وقتی به نام تو برخورد می کنند. و تو را نمی یابم مگر هنگامی که در آینه ها خیره ام در گردبادی تیره از حنجره ها، سربازان، حاکمان و سکوت دستش را...
-
همه ی خوبی های تو
18 خرداد 1394 10:41
از دست های تو کارهای خارق العاده ای بر می آید همانجا که هستی، بمان اجازه بده شعرها از من برایت بنویسند اجازه بده برایت بخوانم، تا چه اندازه از بَدوِ دوست داشتنت پیراهنِ فصل ها زیباتر شده است . کنارِ لبانت، کناره میگیرم وَ تمامِ حرفهای دلم را از دهانات میشنوم در فاصلهی پیشانیِ تو تا سایهات جنگلِ سبزیست که...
-
عشق را تفسیر کن
12 خرداد 1394 10:29
زیستن را تفسیر کن تو که دستهایت برترین کلام را که دوست داشتن است تعلیم می دهد و صدای قلبت رگهای مرا بیدار می کند اندوه را تعریف کن ای سپیده محصور که در پیکرت روح حساس ابریشم ها جاریست و هیچ کس جز من رنگ چشمانت را نشناخته و عشق را تفسیر کن در پریشان سکوتت زمانی که خیابان رنگ چشمان تورا می گیرد و درختان نامت را نجوا می...
-
بعد از رفتن تو
11 خرداد 1394 10:05
بعد رفتنت رودخانه ای از این اتاق گذشت و من نه سیبی سرخ بودم که به دست های کسی برسم نه برگی خشک که جایی گیر کنم قایقی کاغذی بودم پر از کلماتی از تو. حالا سال هاست ماهیانی با حافظه طولانی داستان غرق شدنم را دور پاهایت تعریف می کنند
-
بهانه ای برای ماندن
9 خرداد 1394 15:04
به من بهانه ای بده تا کنار تنهایی تو بمانم روی کتف های تو لانه ای بسازم برای روز مبادا هر دویمان هنوز یک بیابان راه پیش رو داریم به من بهانه ای بده تا همسفرت باشم این سقف کوتاه فقط برای خیره شدن به آرزوهای بزرگ نیست بغضت را از خاطراتت تفریق کن مرا با خودت جمع ببند... یک لبخند بزن تا من بخاطر لبخندت بمانم.
-
لمس تن تو
6 خرداد 1394 13:00
گرمای تنت چیز دیگری ست..! این را بدان ، که حتی بزرگترین بخاری دنیا هم ، مرا به اندازه لمس تن تو داغ نخواهد کرد ...!